ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تیشه
(ش ِ) [ په. ] (اِ.) ابزاری فلزی که نوک آن پهن و تیز است و در نجاری و سنگ تراشی به کار میرود. ؛~ به ریشه خود زدن کنایه از: خود را به آستانه نابودی کشاندن.
تیغ
[ په. ] (اِ.)
۱- شمشیر، هر چیز بُرُنده.
۲- خار.
۳- بلندی کوه.
۴- شعاع آفتاب. ؛~ کسی بریدن کنایه از: کارآیی داشتن، قدرت داشتن.
تیغ زدن
(زَ دَ)
۱- (مص م.) دمیدن آفتاب.
۲- (عا.) از کسی پول یا مالی را به زور یا نیرنگ گرفتن.
تیغ زن
(زَ) (ص فا.) شمشیرزن.
تیغ نمودن
(نِ دَ) (مص م.) تهدید کردن.
تیغال
(اِ.)
۱- آشیانه مرغان.
۲- دارویی که در گیاهی خاردار تولید میشود.
تیغه
(غِ) [ په. ] (اِ.)
۱- هر چیز تیغ مانند.
۲- دیوار کم قطر و نازک.
تیف
(اِ.) خار، خس.
تیفوس
[ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری عفونی که با تب همراه است. میکروب آن از طریق نیش زدن شپش وارد خون میشود.
تیفویید
[ فر. ] (اِ.) نک حصبه.
تیقظ
(تَ یَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) بیدار شدن از خواب، هوشیار گردیدن.
تیقن
(تَ یَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) بی گمان شدن، یقین داشتن.
تیل
(اِ.) خال، نقطه.
تیلا
(اِ.) چرخ رسن تابی.
تیلر
(لِ) [ انگ. ] (اِ.) تراکتور کوچکی که راننده به دنبال آن میرود و آن را هدایت میکند و از آن برای انجام کارهای سبک در مزارع استفاده میشود.
تیله
(لِ) (اِ.) گلوله کوچک سنگی یا شیشه آبی که کودکان با آن بازی کنند.
تیم
(اِ.) کاروانسرای بزرگ.
تیم
(اِ.) اندوه، دلتنگی.
تیم
[ انگ. ] (اِ.) یک دسته ورزشکار از یک رشته ورزشی.
تیم بان
(اِ.) کاروانسرادار.