ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
خاربن
(بُ) (اِمر.) بوته خار، گیاه خاردار.
خارج
(رِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) خروج کننده.
۲- (اِ.) بیرون، ظاهر چیزی.
خارج خواندن
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) خارج شدن خواننده از آهنگ موسیقی.
خارج شدن
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)
۱- بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره.)
۲- ترک کردن (اداره، موسسه و غیره).
خارجه
(رِ جِ) [ ع. خارجه ] (اِ.)
۱- مؤنث خارج. (در زبان فارسی به همین صورت پذیرفته شده صرف نظر از تَأنیث آن).
۲- خارج از مملکت، بیگانه.
خارجی
(رِ) ~[ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- بیرونی.
۲- بیگانه.
۳- در قدیم به مخالفان خلیفه میگفتند. ج. خوارج.
خارخار
(اِ.)
۱- خارش بدن.
۲- دلواپسی، اضطراب.
خارخسک
(خَ سَ)(اِمر.)
۱- گیاهی است بیابانی با شاخههایی که روی زمین میخوابد و خارهای سه پهلو دارد.
۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.
خارستان
(رِ) (اِمر.) جای پرخار، خارسان.
خارش
(رِ)
۱- (اِمص.) خاریدن.
۲- (اِ.) گر، بیماری پوستی که با خارش همراه است.
خارشتر
(شُ تُ) (اِمر.) گیاهی است خاردار با گلهای خوشهای به رنگ سرخ یا سفید و برگهای کرکدار، عرق آن برای شستشوی کلیه مفید است.
خارق
(رِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- پاره کننده.
۲- (اِ.) هر چه که برخلاف نظم طبیعی باشد.
خاره
(رِ) (اِ.) نک خارا.
خارپشت
(پُ) (اِمر.) جوجه تیغی.
خارکش
(کُ) (ص فا. اِمر.) = خارکشنده: کفشی که روی موزه به پا کنند؛ سرموزه.
خارکن
(کَ)
۱- (ص فا.) کسی که خار را از زمین میکند.
۲- (اِ.) آهنگی در موسیقی قدیم.
خاریدن
(دَ)
۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.
۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.
خاز
(اِ.) چرک، ریم.
خاز
(اِ.) نوعی پارچه کتانی مانند متقال.
خازن
(زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
۱- خزانه دار.
۲- نام قطعهای است در بعضی از دستگاههای برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره میشود.