ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
خونی
(ص نسب.)
۱- قاتل، کشنده.
۲- جنگجو.
خونین جگر
(جِ گَ) (ص مر.) اندوهگین، پ ُ ر - اندوه.
خوهل
(خُ) (ص.) کج، کژ.
خوهلگی
(خُ لِ) (حامص.) کجی.
خوچ
(اِ.)
۱- تاج خروس.
۲- ترک، کلاهخود.
خوک
[ ع. ] (اِ.) پستانداری از راسته سم داران که در هر دست و پا دارای چهار انگشت است و همه چیز میخورد.
خوک دانی
(ص مر. اِمر.)
۱- محلی که خوکان در آن زندگی کنند.
۲- (کن.) جایی کثیف و نامناسب برای زندگی و سکونت.
خوگر
(گَ) (ص فا.) عادت کرده.
خوی
(اِ.) عادت، خصلت.
خوی
(خُ) (اِ.) عَرَق.
خوید
(اِ.) بر وزنِ بید: گیاه نورسته.
خویش
(خیش) [ په. ]
۱- (اِ.) از افراد خانواده و خاندان. ج. خویشان.
۲- ضمیر مشترک برای اول شخص و دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع.
خویشاوند
(وَ) (اِ.) قوم و خویش.
خویشتن
(تَ)
۱- (اِ.) شخصیت، ذات.
۲- (ضم.) ضمیر مشترک برای اول، دوم و سوم شخص مفرد و جمع.
خویشتن دار
(~.) (ص فا.) نک خوددار.
خویشتن داری
(~.) (حامص.) نک خودداری.
خویشکار
(ص.)۱ - کشاورز، دهقان.
۲- وظیفه - شناس.
خویشکاری
(حامص.)
۱- وظیفه شناسی.
۲- پارسایی، تدین.
خویشکاری
(حامص.) کشاورزی، دهقانی.
خویشی
(حامص.) خویشاوندی، قرابت.