ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
راب
[ ع. ] (اِ.) پدراندر.
راب
(اِ.) جانور نرم تن از رده شکم پایان، شبیه حلزون.
رابح
(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سودبخش، سودآور، نافع.
رابض
(بِ) [ ع. ] (اِ.) شیر درنده.
رابط
(بِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- پیوند دهنده.۲ - واسطه میان دو تن.
رابطه
(بِ طِ) [ ع. رابطه ] (اِ.) پیوند، بستگی.
رابع
(بِ) [ ع. ] (ص.) چهارم، چهارمی.
رابعاً
(بِ عَ نْ) [ ع. ] (ق.) چهارمین.
رابه
(بِّ) [ ع. رابه ] مادراندر، زن پدر.
راتب
(تِ) [ ع. ] (ص.) دایم، برقرار.
راتب
(تِ) [ ع. ] (اِ.) جیره، مستمری.
راتع
(تِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- چراکننده، چرنده.
۲- کسی که در نعمت و آسایش باشد.
راتق
(تِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- کسی که پارگی را درست کند.
۲- عالِم به انجام کار.
راجح
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) غالب آمده، چربیده.
راجز
(جِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آنکه شعری از بحر رجز بخواند.
۲- کسی که رجز خواند، ارجوزه خوان.
راجع
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) برگشت کننده، بازگردنده.
راجل
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که پیاده راه رود، پیاده.
راجه
(جِ) (اِ.) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان.
راجی
(جِ) [ ع. ] (ص.) امیدوار، امید دارنده.
راح
[ ع. ] (اِ.)
۱- شادمانی.
۲- باده، شراب.