ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ذی
[ ع. ] (اِ.) دارنده، خداوند، صاحب. در فارسی بیشتر ذی گفته میشود و درست است زیرا در فارسی عوامل رفع، نصب و جر نیست مانند:ذی حیات، ذیحق، ذیجاه.
ذی جود
[ ع. ] (ص.) بخشنده، سخی.
ذی حساب
(حِ) [ ع. ] (اِمر.)۱ - صاحب حساب.
۲- نماینده وزارت دارایی در یک مؤسسه دولتی.
ذی حق
(حَ قّ) [ ع. ] (ص مر.) دارنده حق، برحق.
ذی حیات
(حَ) [ ع. ] (ص مر.) دارای حیات، زنده، جاندار.
ذی ربط
(رَ) [ ع. ] (ص مر.) دارای رابطه با موضوع مورد نظر.
ذی روح
[ ع. ] (ص مر.) دارای روح، جاندار.
ذی شعور
(شُ) [ ع. ] (ص مر.) دارنده شعور، صاحب ادراک.
ذی صلاحیت
(صَ حِ یَّ) [ ع. ] (ص مر.) دارای صلاحیت، دارای شایستگی برای مداخله در امری یا انجام کاری.
ذی عقل
(عَ) [ ع. ] (ص مر.) خردمند، دارنده عقل، بخرد؛ ج. ذوی العقول.
ذی علاقه (عَ قَ یا قِ)
[ ع. ذی علاقه ] (ص مر.) صاحب علاقه، دلبسته.
ذی فقار
(فِ) [ ع. ] (ص مر.) مهره دار.
ذی فن
(فَ نّ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذوفنون.
ذی قعده
(قَ دَ) [ ع. ذی القعده ] (اِ.) نک ذوالقعده.
ذی قیمت
(قَ یا قِ مَ) [ ع. ذی قیمه ] (ص مر.) قیمتی، باارزش، گرانبها.
ذی نفع
(نَ) [ ع. ] (ص مر.) نفع داشتن در کاری.
ذی نفوذ
(نُ) [ ع. ] (ص.) دارای قدرت، متنفذ.
ذیل
(ذَ یا ذِ یْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دامن جامه ؛ پایین هر چیز.
۲- آخر هر چیز. ج. اذیال.
۳- دنباله، پایین.
۴- دامنه.
۵- بخشی در پایین کتاب که برای توضیح بعضی مطالب متن نویسند.
۶- رساله یا کتابی که در تکمیل ...
ذیلاً
(ذَ یا ذِ لَ نْ) [ ع. ] (ق.)
۱- در ذیل، در پایین.
۲- بعد از این، سپس.
ر
(رِ) [ فر. ] (اِ.) دومین نت از نتهای هفتگانه موسیقی غربی.