ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
رفت وروب
(رُ تُ) (مص مر.) روبیدن، جارو کردن.
رفتار
(رَ) (اِمص.)
۱- روش.
۲- طرز حرکت، سلوک.
رفتن
(رُ تَ) (مص م.) نک روبیدن.
رفتن
(رَ تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- روان شدن، حرک ت کردن.
۲- کوچ کردن، رحلت کردن.
۳- گذش تن، سپری شدن.
۴- مردن.
۵- تأثیر کردن.
۶- شدن، گذشتن.
۷- صورت پذیرفتن، انجام گرفتن.
۹- (عا.) شبیه بودن.
۱۰ - بی حال شدن. ...
رفتنی
(رَ تَ) (ص لیا.)
۱- حرکت کردنی.
۲- درگذشتنی.
۳- فناپذیر، مردنی.
رفته
(رَ تِ) (ص مف.)
۱- روانه شده.
۲- کوچ کرده.۳ - گذشته، سپری شده.۴ - درگذشته، مرده.
رفته
(رُ تِ) (ص مف.) روبیده.
رفته
رفته (رَ تِ. رَ تِ) (ق مر.) اندک اندک، به تدریج.
رفتگر
(رُ گَ) (ص.) مأمور شهرداری که به تمیز کردن کوچهها و خیابانها میپردازد.
رفد
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) عطا کردن، بخشش کردن،
۲- یاری کردن، کمک کردن.
۳- (اِمص.) بخشش،
۴- یاری.
رفراندوم
(رِ دُ) [ فر. ] (اِ.) همه پرسی، رأی گیری از عموم مردم برای انجام کاری.
رفرف
(رَ رَ) [ ع. ] (اِ.) فرش، گستردنی.
رفرم
(رِ فُ) [ فر. ] (اِ.) تغییر، اصلاح.
رفض
(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- واگذاشتن، ترک کردن.
۲- دور افکندن، طرد کردن.
رفع
(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بالا بردن، برکشیدن.
۲- ترقی دادن.
۳- برطرف کردن.
رفعت
(رَ عَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بلندمرتبه شدن.
۲- (اِمص.) والایی، بزرگواری.
رفق
(رِ فْ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) مدارا کردن.
۲- (اِمص.) مدارا.
رفقاء
(رُ فَ) [ ع. ] (اِ.) جِ رفیق ؛ دوستان، یاران.
رفقه
(رَ یارِ یا رُ قِ) [ ع. رفقه ] (اِ.)همسفران، گروه همراه. ج. رفاق.
رفل
(رَ) [ ع. ] (مص ل.) خرامیدن، به ناز رفتن.