ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رماد

(رَ) [ ع. ] (اِ.) خاکستر. ج. اَرمِدَه.

رمارم

(رَ رَ) (ق مر.)
۱- دسته دسته، گروه گروه.
۲- مقابل، برابر.
۳- پیاپی، پی در پی.

رماس

(رَ) (اِ.) مصطکی ؛ صمغی سفید رنگ و نرم و خوشبو، شیرین و چسبنده که از درختی در شام به دست می‌آید.

رمال

(رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمل.
۱- ریگ‌ها.
۲- ریگستان‌ها.

رمال

(رَ مّ) [ ع. ] (ص.) فالگیر.

رمالی

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) فالگیری.

رمام

(رِ) [ ع. ] (اِ.)جِ رمه ؛ استخوان‌های پوسیده.

رمان

(رُ) [ فر. ] (اِ.) داستان، داستانِ بلند خیالی.

رمان

(رُ مّ) [ ع. ] (اِ.) درخت انار.

رمانتیسم

(رُ نْ) [ فر. ] (اِ.) نام نهضتی ادبی و هنری در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ م. که قواعد و سنت‌های کلاسیسم را مانع درک طبیعت، لذت بردن از آن و بیان آن می‌دانست، این مکتب به برتری ...

رمانتیک

(رُ) [ فر. ] (ص.) داستانی، افسانه‌ای، شاعرانه.

رماندن

(رَ دَ)(مص م.)۱ - ترساندن، گریزاندن.
۲- متنفر ساختن.

رمانس

(رُ) [ فر. ] (اِ.) آهنگی حساس و عاشقانه برای ساز یا آواز.

رمانی

(رُ مّ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) منسوب به رمان ؛ بسیار سرخ.

رمانیدن

(رَ دَ) (مص م.) نک رماندن.

رماک

(رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ. رمکه ؛ مادیان‌ها.

رمایه

(رِ یِ) [ ع. رمایه ] (مص ل.) تیر انداختن.

رمبیدن

(رُ دَ) (مص ل.) خراب شدن، فرو ریختن سقف و دیوار.

رمح

(رُ مْ) [ ع. ] (اِ.) نیزه.

رمد

(رَ مَ) [ ع. ] (اِ.) درد چشم.