ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رنگین کمان

(~. کَ) (اِمر.) قوس قزح.

رنین

(رَ) [ ع. ] (اِ.) ناله زار.

ره

(رَ) نک راه.

ره آورد

(~. وَ) (اِمر.) سوغات، ارمغان.

ره بردن

(رَ. بُ دَ) (مص ل.) راه پیدا کردن، پی بردن.

ره نشین

(رَ نِ) (ص فا.) نک راه نشین.

ره کردن

(رَ. کَ دَ) (مص م.) رام کردن.

ره کوبیدن

(رَ. دَ) (مص ل.) طی طریق کردن.

ره گو

(ی) (رَ) (ص فا.) خنیاگر.

رها

(رَ) (ص فا.) خلاص شده.

رهاب

(رَ) (اِ.) نک رهاوی.

رهان

(رِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- شرط بستن.
۲- هر نوع برد و باخت و گروبندی، مراهنه.

رهان

(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ رهن ؛ گرو.

رهاندن

(رَ دَ) (مص م.) نجات دادن، خلاص کردن.

رهانده

(رَ دِ) (ص مف.) نجات داده شده، خلاص کرده.

رهاننده

(رَ نَ دِ) (ص فا.) نجات دهنده، خلاص کننده.

رهانیدن

(رَ دَ) (مص م.) رهاندن.

رهاو

(رَ) (اِ.) نغمه و آهنگی است از موسیقی قدیم.

رهاوی

(رَ) (اِ.) آوازی است که در آخر افشاری نواخته می‌شود.

رهایش

(رَ یِ) (اِمص.) نجات، خلاص.