ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سابقاً
(بِ قَ نْ) [ ع. ] (ق.) قبلاً، پیش از این.
سابقه
(بِ قَ یا قِ) [ ع. سابقه ] (اِفا.) مؤنث سابق.
۱- سبقت گیرنده.
۲- (اِ.) پیشینه، اعمالی که در گذشته انجام شده.
سابقه دار
(~.) [ ع - فا. ] (اِفا.)
۱- باسابقه.
۲- دارای پیشینه نیک یا بد.
سابقه سالار
(~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) کاروان - سالار، پیشرو قافله.
سابقین
(بِ قِ) [ ع. ] (اِ.) جِ سابق.
۱- پیشینیان.
۲- مردگان.
۳- کسانی که پیش از آغاز جنگ -های پیامبر، اسلام آوردهاند.
سابوتاژ
(بُ) [ فر ] (اِ.) خرابکاری عمده در کارخانه، معادن، قطار آهن و غیره ؛ تخریب پلها، جادهها و غیره.
سابوته
(تَ) (اِ.) زن پیر.
سابوره
(رَ) (ص.) مخنث، هیز، امرد.
سابیدن
(دَ) (مص مر.) (عا.) نک ساییدن.
ساتر
(تِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) پوشاننده، پنهان - کننده.
۲- (اِ.) پوشش.
ساتراب
(تْ) [ یو. ] (اِ.) والی، حاکم.
ساتن
(تَ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پارچه نخی مانند اطلس.
ساتگنی
(گِ) [ تر. ] (اِ.) = ساتگینی. ساتگن: پیاله بزرگ، قدح شراب خواری.
ساتگینی آوردن
(~. وَ یا وُ دَ) [ تر - فا. ] (مص ل.) بساط میگساری گستردن.
ساج
(اِ.) معرب ساک.
۱- درختی است بلند با چوبی سیاه رنگ.
۲- سنگی که با آن شمشیر را صیقل دهند.
۳- تابه نان پزی.
ساج
[ ع. ] (اِ.) چادر سبز یا سیاه.
ساج
(اِ.) مرغ کنجدخوار.
ساجد
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) سجده کننده.
ساجور
[ ع. ] (اِ.) تکه چوب که با ریسمان به گردن سگ بندند، قلاده سگ. ج. سواجیر.
ساجگون
(ص.) به رنگ ساج، تیره فام.