ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ساحت

(حَ) [ ع. ساحه ] (اِ.)
۱- فضای خانه، حیاط.
۲- زمینی که سقف نداشته باشد.
۳- درگاه، آستانه.

ساحر

(حِ) [ ع. ] (اِفا.) افسونگر، فریبنده.

ساحره

(حِ رِ یا رَ) [ ع. ساحره ] (اِفا.) مؤنث ساحر. زن جادوگر. ج. ساحرات، سواحر.

ساحری

(حِ) [ ع - فا. ] (حامص.) جادوگری، سحر کردن.

ساحل

(حِ) [ ع. ] (اِ.) کنار دریا یا رود، کرانه. ج سواحل.

ساحل نشین

(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که کنار آب زندگی می‌کند (اعم از دریا، دریاچه، رودخانه).

ساخارین

[ فر. ] (اِ.) گرد بسیار سفید و شیرینی است که در آب به دشواری و در الکل به خوبی حل گردد و مصرف طبی دارد.

ساخت

۱ - (مص مر.) ساختن، صنعت.
۲- (اِ مص.) آمادگی.
۳- (اِ.) ساز، سامان.
۴- ساز و برگ اسب.
۵- ساختار.

ساخت و ساز

(تُ) (اِمص.) آمادگی، کار ساختگی.

ساخت و پاخت

(تُ)
۱- (اِمر.) قرار پنهانی، زد و بند پنهانی.
۲- (عا.) گاوبندی.

ساختار

(اِمر.)
۱- چگونگی ساختمان چیزی.
۲- ترتیب اجزا و بخش‌های یک جسم.

ساختارگرایی

(گِ یا گَ) (حامص.)
۱- نظریه‌ای که در آن روابط انسانی بیش تر با نمادگرایی منطقی تفسیر و توجیه می‌شود.
۲- شیوه تجزیه و تحلیل زبان براساس توصیف ویژگی‌های ساخت و نظام آن.

ساختمان

(تِ)
۱- (اِمص.) بنا کردن.
۲- (اِ.) بنا، عمارت، معماری.
۳- نهاد، سرشت.

ساختن

(تَ) [ په. ] (مص مر.)
۱- بنا کردن.
۲- اختراع کردن.
۳- آفریدن.
۴- آماده کردن.
۵- پختن.
۶- جعل کردن.
۷- نواختن، ساز زدن.
۸- سازگاری کردن، تحمل کردن.
۹- (عا.) استعمال مواد مخدّر و نشئه شدن.

ساخته

(تَ یا تِ) (ص مف.)
۱- بنا شده، درست شده.
۲- اختراع شده.
۳- آفریده.
۴- آماده.
۵- پخته.
۶- مصنوعی، جعلی.
۷- سازگار، متحد.

ساخته آمدن

(~. مَ دَ) (مص ل.) آماده شدن.

ساخته رنگ

(~. رَ) (ص مر.) کنایه از: موافق، مناسب.

ساخته کاچار

(~.) (ص مر.) با اسباب و وسایل.

ساختکاری

(حامص.) آمادگی، آراستن.

ساختگی

(تَ یا تِ)
۱- (حامص.) مجهز بودن، آمادگی.
۲- (ص.) مصنوعی، تقلبی.