ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سوک ریش
(ص مر.) کسی که چند مو مانند سوک بر رخ داشته باشد، کوسه، کوسج.
سوگ
(اِ.) نک سوک.
سوگلی
(سَ گُ) [ تر. ] (ص مر.)
۱- محبوب، عزیز دردانه.
۲- محبوب ترین زن حرمسرا.
سوگند
(سَ یا سُ گَ) (اِمر.)
۱- قسم، اقرار و اعترافی که شخص از روی شرف و ناموس خود میکند و خدا یا بزرگی را شاهد میگیرد.
۲- گوگرد (سوگند خوردن در قدیم خوردن آب آمیخته با گوگرد بودهاست. برای تشخیص گناهکار از ...
سوگند بقراط
(~ بُ) (اِمر.) سوگندی که پزشکان یاد میکنند تا وظیفه خود را به درستی انجام دهند و آن منسوب است به بقراط پزشک معروف سده پنجم پیش از میلاد.
سوگوار
(ص مر.)
۱- مصیبت زده
۲- اندوهگین.
سوگواری
(حامص.) عزاداری.
سوی
(اِ.) جانب، سو.
سوی
(سَ وِ یّ) [ ع. ] (ص.) برابر.
سویا
(سُ) [ انگ / فر. ] (اِ.) گیاهی علفی و یکساله از تیره پروانه واران با ساقههای پوشیده از تارهای سفید، برگهای متناوب و مرکب از سه برگچه، گلهای سفید مایل به بنفش، میوه دارای نیامهای دراز محتوی دو تا ...
سویت
[ فر. ] (اِ.)
۱- قطعه موسیقی که شامل چند نمایشنامهاست.
۲- آپارتمان کوچکی که کلیه امکانات رفاهی را در خود جای دادهاست، سراچه (فره).
سویداء
(سُ وَ یا وِ) [ ع. ] (اِمصغ.)
۱- دانه سیاه.
۲- نقطه سیاه دل.
سویق
(سَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آرد نرم (از جو، گندم و غیره)؛ ج. اسوقه.
۲- شراب، خمر.
سویچ
[ انگ. ] (اِ.)
۱- دستگاه اتصال برق.
۲- کلیدی که در وسایل نقلیه موتوری باعث برقراری جریان برق میشود.
۳- انتخاب مسیر یا مدار و باز و بسته کردن و تغییر دادن عملکرد آن، سو دادن. (فره).
سپار
(س یا سُ) (اِ.)
۱- چرخُشت، ظرفی که در آن آب انگور گیرند.
۲- گاوآهن.
سپاردن
(س دَ) [ په. ] (مص م.) سپردن.
سپاروک
(سَ) (اِ.) کبوتر.
سپاس
(س) (اِ.) ستایش، شکر.
سپاسدار
(~) (ص فا.) حق شناس، شکر - گزار.
سپاسه
(س س) (اِ.) سپاس، شکر، حمد، لطف، شفقت.