ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سوغه
(سَ غَ یا سُ غِ) (اِ.) مرسومی که سابقاً سپاهیان از علوفه و ماهیانه خود به نویسندگان میدادند.
سوف
(اِ.) نوعی ماهی است.
سوفار
(اِ.) ظرف گِلی، کاسه، کوزه.
سوفار
(اِ.)
۱- سوراخ سوراخ شدن.
۲- بخش انتهایی تیر که در چلُه کمان گذاشته میشود.
سوفسطایی
(سُ فِ سْ) [ ع. ] (ص نسب.) از فرقه سوفسطایی به معنی استاد، دانشور، زبردست و خردمند. جماعتی که در قرن ۵ و ۶ میلادی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمیدانستند ...
سوفلور
(لُ) [ فر. ] (اِ. ص.) کسی که از پشت صحنه نمایش جمله و عبارتهای نمایشنامه را به هنرپیشگان یادآوری کند.
سوفچه
(چَ یا چِ) (اِ.) خرده و ریزه.
سوق
[ ع. ] (اِ.) بازار؛ ج. اسواق.
سوق
(سَ) [ ع. ] (مص م.) راندن.
سوق الجیش
(سَ قُ لْ جَ) [ ع. ] (اِمص.)لشکر - کشی، استراتژی.
سوقه
(قَ یا قِ) [ ع. سوقه ] (اِ.)
۱- رعیت.
۲- مردم فرومایه.
سول
(اِ.) = سور: اسب و استر و خری که خط سیاهی از کاکل تا دمش کشیده باشد.
سول
(سَ وَ) (اِ.) ناخن پای شتر.
سولاخ
(اِ.) (عا.) سوراخ.
سولان
(سُ) (اِ.) شولان ؛ کمند.
سولفات
[ فر. ] (اِ.) سولفاتها نمکهایی هستند جامد، بیشتر سفید یا بی رنگ و بعضیها رنگین. به طور کلی رنگ آنها مربوط به فلزشان است. همه سولفاتها در آب حل میشوند و فقط سولفات سرب و باریم غیرمحلولند. در طبیعت ...
سولفور
(فُ) [ فر. ] (اِ.) سولفورها نمکهای اسید سولفوریک هستند که در طبیعت فراوان یافت میشوند. اجسامی هستند جامد و بلورین و از اکسیدها گدازپذیرترند. به جز سولفور سدیم و پتاسیم و آمونیم همه سولفور غیرمحلولند. سولفورها انواع گوناگون دارند.
سوله
(لِ) (اِ.) نوعی اسکلت پیش ساخته برای ساختمان که به شکل خرپا زده شود.
سولوق
[ تر - مغ. ] (اِ.) خورجینی که سابقاً در سفر همراه میبردهاند.
سوم
(س وُُ) (ص.) در مرتبه سه. نفر سوم، هفته سوم.