ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
غرامت
(غَ مَ) [ ع. غرامه ] (اِ.)
۱- تاوان.
۲- (اِ مص.) مشقت، ضرر.
۳- پشیمانی.
۴- عذاب.
غرامت کشیدن
(~. کِ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) به عهده گرفتن غرامت.
غران
(غُ رّ)
۱- (ص فا.) آواز گران و مهیب برآورنده.
۲- (ق.) در حال غریدن، فریادکنان.
غراورنگ
(غَ رَ) (اِمر.) تخت بزرگ.
غراچه
(غَ چِ) (ص.) نک غرچه.
غرایب
(غَ یِ) [ ع. غرائب ] (ص.) جِ غریبه.
غرایز
(غَ یِ) [ ع. غرائز ] (اِ.) جِ غریزه.
غرب
(غَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پنهان شدن.
۲- دور شدن.
۳- (اِ.) یکی از چهار جهت اصلی، جای فرو شدن آفتاب، باختر.
۴- سرزمینهای واقع در غرب (اعم از اروپا آمریکا).
غربا
(غُ رَ) [ ع. غرباء ] (ص.) جِ غریب.
غربال
(غَ یا غِ) (اِ.) = گربال: وسیلهای مشبک یا س وراخ سوراخ برای جدا کردن اجزای ریز و درشت یک جسم، الک.
غربان
(غَ) [ ع. ] (اِ.) جِ غراب.
غربت
(غُ بَ) [ ع. غربه ] (مص ل.) دور شدن، دور شدن از شهر و دیار.
غربتی
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به غربت.
۲- کولی، قرشمال.
۳- بیگانه، اجنبی. ؛ ~بازی درآوردن فریاد و جنجال بی اندازه کردن.
غربزدگی
(غَ زَ دِ) [ ع - فا. ] (حامص.) وضع یا کیفیت غرب زده شدن، پیروی از تمدن و فرهنگ کشورهای اروپایی.
غربچه
(غَ بَ چَ یا چِ) (ص مر.) دشنام است به معنی فرزند زن بدکار.
غربی
(غَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به غرب.
۲- از مردم شمال آفریقا.
۳- مراکشی. در اصطلاح مورخان عهد مغول به خراسان و مازندران و عراق و آذربایجان و موصل و گرجستان و روم شرقی اطلاق میشده.
غربیب
(غِ بِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی انگور سیاه طائفی که از بهترین اقسام انگور است.
غربیل
(غَ) (اِ.) (عا.) غربال.
غربیله
(غَ لَ یا لِ) (اِ.) حرکت پیاپی قسمت تحتانی بدن مثل حرکت غربیل (غربال).
غرتشن
(غُ تَ شَ) (ص.) (عا.) قلتشن ؛ زورگو.