ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

غرنگ

(غَ رَ) (اِ.) صدایی که هنگام گریستن در گلو می‌پیچد.

غرنگیدن

(غَ رَ دَ) (مص ل.) ناله کردن.

غره

(غَ رِّ) [ ع. غره ]
۱- (مص م.) گول زدن.
۲- (مص ل.) فریفته شدن.
۳- (اِمص.) بی - خبری، غفلت.
۴- (ص.) فریب خورده.
۵- گستاخ، مغرور.

غره

(غُ رِّ) (اِ.)
۱- صدای رعد یا غرّش جانوران درنده.
۲- فریاد سهمناک.

غره

(غُ رَّ) [ ع. غره ] (اِ.)
۱- پیشانی.
۲- ماه نو.
۳- برگزیده و پسندیده از هر چیز.
۴- بزرگ و مهتر قوم.
۵- اول هر چیز.

غره کردن

(غَ رِّ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) فریفتن، گول زدن.

غرو

(غَ رْ) (اِ.) نای، نی میان تهی.

غرواش

(غَ یا غُ) (اِ.)
۱- لیف شوی مالان و جولاهگان و کفشدوزان و آن گیاهی است که مانند جاروب بندند و بدان آب و آهار و شوربا بر جامه‌ای که بافند پاشند. غرواس و غورواشی و غورواشه نیز گویند.
۲- زنجبیل شامی.

غروب

(غُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فرو رفتن و ناپدید شدن آفتاب یا هر ستاره دیگر.
۲- (اِ.) هنگام غروب آفتاب.

غرور

(غُ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فریب دادن.
۲- (مص ل.) به خود بالیدن.
۳- (اِمص.) تکبر، نخوت.
۴- فریفتگی. ؛~ ملی احساس سربلندی و افتخار نسبت به فرهنگ و توانایی‌های ملت خویش.

غرور خریدن

(~. خَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) متکبرانه رفتار کردن.

غرور خوردن

(~. خُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) فریب خوردن.

غرور دادن

(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) فریب دادن، گول زدن.

غرولند

(غُ رُّ لُ) (اِمر.) (عا.) سخن آهسته از روی خشم و اعتراض.

غرولند زدن

(~. زَ دَ)(مص ل.)(عا.) آهسته سخن گفتن از سر خشم و اعتراض.

غرچه

(غَ چِ) (ص.)
۱- بی غیرت، دیوث.
۲- ابله.
۳- ناتوان در مردی.

غرچه

(~.)
۱- (ص.) اهل غرجستان.
۲- (اِ.) نوایی است در موسیقی قدیم.

غرچک

(غَ چَ) (ص.) نادان، ابله.

غرچگی

(~.) (حامص.) نادانی.

غرچی

(غَ رَ) (ص.)
۱- کولی.
۲- کنایه از: زن بی شرم و پرهیاهو.