ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

غریژنگ

(غَ ژَ) (اِ.) = غریژن. غریزن. غلیزن: گل و لای سیاه که در بن حوض‌ها و ته تالاب‌ها و جوی‌ها است.

غزا

(غَ) [ ع. غزاء ] (مص ل.) جنگ کردن، جنگ کردن با دشمن دین.

غزاء

(غَ زّ) [ ع. ] (ص.) بسیار غزو کننده، بسیار جنگنده.

غزات

(غَ) [ ع. غزاه ] (مص ل.) با دشمن دین جنگیدن.

غزارت

(غَ رَ) [ ع. غزاره ]
۱- (مص ل.) فراوان شدن.
۲- (اِمص.) فراوانی.

غزال

(غَ زّ) [ ع. ] (ص.) ریسمان تاب، ریسمان - باف، ریسمان فروش ؛ ج. غزالون، غزالین.

غزال

(غَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - آهو.
۲- کنایه از: معشوق، زیبارو.

غزاله

(غَ لِ) [ ع. ] (اِ.)۱ - آهو بره ماده.
۲- آفتاب.

غزغن

(غَ غَ) (اِ.) = غزغند: پوست غیر کیمخت که از آن کفش دوزند.

غزل

(غَ زَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) عشق بازی کردن.
۲- حکایت کردن از عشق به زنان.
۳- (اِ.) شعری مرکب از چند بیت که دارای یک وزن بوده و آخر مصراع اول با آخر مصراع‌های دوم هم قافیه باشد. ...

غزل

(غَ زْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) ریسیدن.
۲- (اِ.) رشته، ریسمان.

غزل سرا

(~. سَ) [ ع - فا. ] (ص فا.)۱ - غزل - گوی.
۲- مطرب.

غزل طراز

(~. طَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) غزل - گوی.

غزل پرداز

(~. پَ) [ ع - فا. ] (ص فا.)
۱- غزل سرا.
۲- مطرب.

غزلیات

(غَ زَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ غزلیه. در تداول معمولاً در مورد جمع غزل به کار برند.

غزه

(غَ زِ) (اِ.) آواز، صدا.

غزه

(~.) (اِ.) بیخ دم حیوانات چرنده و پرنده.

غزو

(غَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جنگ کردن با دشمن.
۲- (اِ.) جنگ‌هایی که پیغمبر شخصاً در آن حضور داشتند.

غزوات

(غَ زَ) [ ع. ] (اِ.) جِ غزوه.

غزوه

(غَ وَ یا وِ) [ ع. ] (اِ.) یک غزو، یک بار جنگ کردن.