شب رفت به پایان و حکایت باقیست (52)
-
اندازه متن
+
شب رفت به پایان و حکایت باقیست
شکر تو نگفتیم و شکایت باقیست
گستاخی ما ز حد برون رفت ولی
المنة لله که حکایت باقیست
شب رفت به پایان و حکایت باقیست
شکر تو نگفتیم و شکایت باقیست
گستاخی ما ز حد برون رفت ولی
المنة لله که حکایت باقیست
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه
دارم من…
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که…

