به پارسایی و رندی و فسق و مستوری (70)
-
اندازه متن
+
به پارسایی و رندی و فسق و مستوری
چو اختیار به دست تو نیست معذوری
به پارسایی و رندی و فسق و مستوری
چو اختیار به دست تو نیست معذوری
سرهنگزادهای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زایدالوصف داشت، هم از عهدِ…
شبی یاد دارم که یاری عزیز از در در آمد؛ چنان بیخود از جای برجستم که چراغم به آستین کشته…

