آکادمی پلیکان

فراموشت نکرد ایزد در آن حال (7-7)

- اندازه متن +

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی‌گفت: ای پسر‌! چندان که تعلق خاطر آدمی‌زاد به روزی‌ست اگر به روزی‌ده بودی به مقام از ملائکه در‌گذشتی

 

فراموشت نکرد ایزد در آن حال
که بودی نطفهٔ مدفون و مدهوش

روانت داد و طبع و عقل و ادراک
جمال و نطق و رای و فکرت و هوش

ده انگشتت مرتب کرد بر کف
دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همت‌!
که خواهد کردنت روزی فراموش‌؟

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×