وقتی دل دوستان به جنگ آزارند (18)
-
اندازه متن
+
وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
چندانکه نه جای آشتی بگذارند
وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
چندانکه نه جای آشتی بگذارند
یکی در مسجدِ سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی و صاحب مسجد…
ارادت بیچون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو دارد
…

