سلاخی میگريست
-
اندازه متن
+
سلاخی
میگريست
به قناری کوچکی
دل باخته بود.
۱۳۶۳
سلاخی
میگريست
به قناری کوچکی
دل باخته بود.
۱۳۶۳
غمم مدد نکرد: چنان از مرزهای تکاثُف برگذشت که کس به اندُهناکی جانِ پُردریغم ره نبرد. نگاهم به خلأ خیره…
برای زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند قلبی که هدیه کند، قلبی که…

