این گل ز بر همنفسی میآید (16)
-
اندازه متن
+
این گل ز بر همنفسی میآید
شادی به دلم از او بسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگ ویام بوی کسی میآید
این گل ز بر همنفسی میآید
شادی به دلم از او بسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگ ویام بوی کسی میآید
شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت
…
می خواه و گل افشان کن، از دهر چه میجویی؟ این گفت سَحَرْگَه گُل، بُلبُل تو چه میگویی؟
…

