این گل ز بر همنفسی میآید (16)
-
اندازه متن
+
این گل ز بر همنفسی میآید
شادی به دلم از او بسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگ ویام بوی کسی میآید
این گل ز بر همنفسی میآید
شادی به دلم از او بسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگ ویام بوی کسی میآید
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟ مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دست…
تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست دلِ سودازده از غُصه دو نیم افتادست
…

