در پردۀ اسرار کسی را ره نیست (32)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۱۸
-
اندازه متن
+
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
زین تعبیهٔ جان هیچکس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست
مِی خور که چنین فسانهها کوته نیست
گویند سلطان محمود روزی بتماشا (42)
حکایت 42 گویند سلطان محمود روزی بتماشا شده بود، و از صحرا سوی شهر همیآمد، و دران حال هنوز…
خیام 
