روزی دو سه گم کردم راه خانه
-
اندازه متن
+
روزی دو سه گم کردم راه خانه
این است مرا قصه از این ویرانه
روزی که به خانه راه بردم دیدم
نه خانه بجا بود نه صاحبخانه
روزی دو سه گم کردم راه خانه
این است مرا قصه از این ویرانه
روزی که به خانه راه بردم دیدم
نه خانه بجا بود نه صاحبخانه
آن شوخ همه به کار ما میتازد. ما هیچ نگوییم چه او میسازد
پنداشته است برد…
یک جرعه به من که آن فزاید جوشم جوشم بدهید تا نماید هوشم
تا آنکه چنان…

