آموختمش شيوهی هرگونه سخن
-
اندازه متن
+
آموختمش شيوهی هرگونه سخن
بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به زبان
اول سخنی که گفت، بودش بد من
آموختمش شيوهی هرگونه سخن
بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به زبان
اول سخنی که گفت، بودش بد من
عناب خجل از لب عناب تو شد بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش…
آتش زده در خانهام او، میترسم گر او کندم به خانه رو، میترسم
چندان زده است…

