آموختمش شيوهی هرگونه سخن
-
اندازه متن
+
آموختمش شيوهی هرگونه سخن
بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به زبان
اول سخنی که گفت، بودش بد من
آموختمش شيوهی هرگونه سخن
بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به زبان
اول سخنی که گفت، بودش بد من
گفت ابر بهار با گل ای شاهد باغ! از خونت برجبین که بگذاشته داغ؟
گل گفت:…
مائیم و در این دایره چون گرد به باد آنگاه فتاده در کف آن استاد
استادم…

