میگفت: مده ز سوی کوه، آوازم
-
اندازه متن
+
میگفت: مده ز سوی کوه، آوازم
می آیم من خواهی دیدن بازم
بر اسب نشست و رفت، عمری ست ببین
من باز به او همیشه می پردازم
میگفت: مده ز سوی کوه، آوازم
می آیم من خواهی دیدن بازم
بر اسب نشست و رفت، عمری ست ببین
من باز به او همیشه می پردازم
بی حد بود آنچه ره به نسبت دارد کوشیدن توست کاین علامت دارد
تو حاصل دور…
در پیش کومهام در صحنهی تمشک بیخود ببسته است مهتاب بی طراوت.لانه. * یک مرغ دل نهاده ی دریادوست با…

