هرچند که گفتم و همه در سفتم
-
اندازه متن
+
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
یک دست بر این بسته و یک دست برآن
آویخته پای و باز یک دست در…
باد میگردد و در باز و چراغست خموش خانه ها یک سره خالی شده در دهکده اند. بیمناک ست به…

