هرچند که گفتم و همه در سفتم
-
اندازه متن
+
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
خطی که نه هر کسش تواند خواندن رنجی که نه مردمش تواند راندن
خاموشی توست کان…
رندی چه بود دل سوی او باختن است پس دل زهمه غیری پرداختن است.
ناساختن است…

