هرچند که گفتم و همه در سفتم
-
اندازه متن
+
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرجا شدم از پای نشان بنهادم هر در که زدم، سوز بجان بنهادم
خود دانی و…
بگشاده کمان، کشیده بر دوش کمند تا انکه کشاند آسان دربند؟
مسکین دل من، اگر حریفش…

