هرچند که گفتم و همه در سفتم
-
اندازه متن
+
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
بازارت گرم کردی و آتش تیز تو هیچ نخفتی و نخفتم من نیز
گر میل دلت…
آمد سحر و مراست مصحف در پیش آنگاه چراغی چو چراغ دل خویش
ورد سحر اهل…

