گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
-
اندازه متن
+
گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
بر عرش برین بقدر بنهی اورنگ
راهی نبری به جای تا نگذاری
این غرگی از دماغ و این تیغ ز چنگ
گر از رخ خورشید بپردازی رنگ
بر عرش برین بقدر بنهی اورنگ
راهی نبری به جای تا نگذاری
این غرگی از دماغ و این تیغ ز چنگ
گفتم رخ تو؟ خراجیش چو نیست؟ گفتم دل من؟ گفت علاجیش چو نیست؟
گفتم سخن من…
سر کرد نوایی که همه گوش شدم وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در…

