سر کرد نوایی که همه گوش شدم
-
اندازه متن
+
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
گفتم عشقت، گفت خراجت از من گفتم غم آن؟ گفت علاجت از من
گفتم چه مرا…
چندین چه غم از زمانهی ناهمرنگ می آی به جان خویش کافتاده به تنگ
چندان که…

