گفتم: سخنی ساز که غم بزداید
-
اندازه متن
+
گفتم: سخنی ساز که غم بزداید
گفتا: به غمی شو که غمت افزاید
گفتم کی آن دیر سفر باز اید؟
گفتا بشکیب عاشق! او می آید
گفتم: سخنی ساز که غم بزداید
گفتا: به غمی شو که غمت افزاید
گفتم کی آن دیر سفر باز اید؟
گفتا بشکیب عاشق! او می آید
باهر نفسی، هزار دیدم تعبی در هر تعبی، هزار جستم سببی
با بحث و جدل شبیه…
با آنکه به سر نه شاخ و بر پشت نه دم در حیرتم از هیکل در صورت خم
…

