کردم ز بر و زیر همه راه وجود
-
اندازه متن
+
کردم ز بر و زیر همه راه وجود
چشم دل من نه هیچ یکدم آسود
گر چند به فرسنگ شدم راه دراز
باز آمدم آخر به همان راه که بود
کردم ز بر و زیر همه راه وجود
چشم دل من نه هیچ یکدم آسود
گر چند به فرسنگ شدم راه دراز
باز آمدم آخر به همان راه که بود
گفتم گرهی مراست گر بگشایی گفتا به کدام نقد این می پایی؟
گفتم دل من که…
ما راست گنه از تو چه مکتوم بود بی هیچ گنه قصه نه مختوم بود
پندار…

