آکادمی پلیکان

از روز مرا کنایت از روی تو بود

- اندازه متن +

از روز مرا کنایت از روی تو بود
وز شب همه ام اشارت از موی تو بود

شیطان نه شبم گذاشت آسوده نه روز
مقصود من اما، سخن از خوی تو بود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×