صدقای سرود آنکه یکتایی بود
-
اندازه متن
+
صدقای سرود آنکه یکتایی بود
گویند بر او امد دیوار فرود
بر سر شد هر حکایتی او را، لیک
از دل نشدش، ای عجب! آئین سرود
صدقای سرود آنکه یکتایی بود
گویند بر او امد دیوار فرود
بر سر شد هر حکایتی او را، لیک
از دل نشدش، ای عجب! آئین سرود
در نخستین ساعت شب، در اطاق چوبیش تنها، زن چینی در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:…
از گوشه ی طاق خانهام شمع خموش در گوشم قصهایش بود از شب دوش
او قصهی…

