یک خاطر از کار تو آزاد نشد
-
اندازه متن
+
یک خاطر از کار تو آزاد نشد
آزاده ای از حرف تو آباد نشد
بشکستی دلها که مگر شاد شوی
اما دلت از شکست ما شاد نشد
یک خاطر از کار تو آزاد نشد
آزاده ای از حرف تو آباد نشد
بشکستی دلها که مگر شاد شوی
اما دلت از شکست ما شاد نشد
صد گونه ستم کردی و دل سوختیم آنگه به غم خویش بیندوختیم
من هیچ نگویم ز…
گاویست زمانه تیز شاخش بر سر پتیاره سگیست عمر از سوی دگر،
آزاده چه می کند…

