شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
-
اندازه متن
+
شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
بنیادم داد و خود زبنیادم رفت
گفتا : سخت مست خوش آمد ؟ گفتم
اما سخنی گفتی کز یادم رفت
شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
بنیادم داد و خود زبنیادم رفت
گفتا : سخت مست خوش آمد ؟ گفتم
اما سخنی گفتی کز یادم رفت
گفتم دلم از دهان تنگت شده تنگ گفتا فشرد به تنگنا، سنگ ز سنگ
گفتم اگر…
خون میخورم و کی ندانست ز چیست می خواهم در خانه بداند کس کیست
هر لحظه…

