شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
-
اندازه متن
+
شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
بنیادم داد و خود زبنیادم رفت
گفتا : سخت مست خوش آمد ؟ گفتم
اما سخنی گفتی کز یادم رفت
شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت
بنیادم داد و خود زبنیادم رفت
گفتا : سخت مست خوش آمد ؟ گفتم
اما سخنی گفتی کز یادم رفت
ای ناو نگهدار، مگو فکر خطاست. خندید دم صبح و گشایش با ماست.
ما را نشکست…
دل گفت که: شمع مجلس افروز منم جان گفت: ولیک خان و مان سوز منم
دلدار…

