گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
-
اندازه متن
+
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفتم به برم گر آمدی زود مرو از خود سخنی بیار و حرفی بشنو
گفتا سخن…
گفتم صنما عمر منی، برد شتاب گفتم: تو چنان بخت منی، رفت به خواب
گفتم: همه…

