گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
-
اندازه متن
+
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفتم چو شبم دراز آمد چون راه گفتا چو برفت شب، ره آید کوتاه
گفتم که…
آینه شدم به روی بگرفت مرا وز خویش شدم به موی بگرفت مرا
روی وی و…

