گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
-
اندازه متن
+
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفت: بنگر ولی به چشم گوشت
از من بشنو ولی به گوش هوشت
گفتم شود چشم من و ببیند گوش
گفت آنچه بیافتی شود فرموشت
گفتی ز چه بر دلت غباری گیرد یا آنکه نه جزمن او نگاری گیرد
من نیز…
پایی نه که در راه تمامی پوید دستی نه که زنهار زوا می جوید
بنگر به…

