آکادمی پلیکان

باد آمد و روی دشت و گلزار بسوخت

- اندازه متن +

باد آمد و روی دشت و گلزار بسوخت
در خرمن خندان گل آتش افروخت

میخواست نشان گذارد از خود بر خاک
آب همه بردو بار از اندوه اندوخت

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×