گفتم ز سفیدی و سیاهی دارم
-
اندازه متن
+
گفتم ز سفیدی و سیاهی دارم
ور زانکه زمن هزار کاهی دارم
من اینهمه ام داشتن با دل بود
لیکن چو ربودیم چه خواهی دارم
گفتم ز سفیدی و سیاهی دارم
ور زانکه زمن هزار کاهی دارم
من اینهمه ام داشتن با دل بود
لیکن چو ربودیم چه خواهی دارم
چندانکه ز عیب بستنی بر من شاد وز کار خراب من تو مانی آباد
صد چندان…
گفتم سخنی بگوی، گفتا: به چه شرط؟ گفتم قدمی بپوی، گفتا: به چه شرط؟
گفتم: که…

