آکادمی پلیکان

در گیسوی وی راهم افتاد به شب

- اندازه متن +

در گیسوی وی راهم افتاد به شب
وز سیل سرشک پا نهادم به تعب

گر جان نبرم در این میان، عیب مگیر،
جان دادن اندر این میان نیست عجب

پشتیبانی
از من بپرس
×