دردا که نگشت هر کسی محرم ما
-
اندازه متن
+
دردا که نگشت هر کسی محرم ما
آگاه نشد به دل ز بیش و کم ما
آنی که نشاندمش سخنها در گوش
دیدم که زدور خنده زد بر غم ما
دردا که نگشت هر کسی محرم ما
آگاه نشد به دل ز بیش و کم ما
آنی که نشاندمش سخنها در گوش
دیدم که زدور خنده زد بر غم ما
گفتم: رخ و موت بهم ساختهاند! گفتا: هم از این رو همه دل باختهاند
گفتم: ز…
گویند چو شیر زخم برمیدارد در جای نهفت، دل به خود بگمارد؛
برزخمش می کشد زبان،…

