در کوفتمش. گفت: چنین زود چرا؟
-
اندازه متن
+
در کوفتمش. گفت: چنین زود چرا؟
دوری جستم. بگفت: مردود چرا؟
فریادم از جفاش چون برشد گفت:
گر سوزی اندر آتشم، دود چرا؟
در کوفتمش. گفت: چنین زود چرا؟
دوری جستم. بگفت: مردود چرا؟
فریادم از جفاش چون برشد گفت:
گر سوزی اندر آتشم، دود چرا؟
یکدم نه زمان دهد که درمان جویم لختی نه امان که دست از جان شویم
چون…
گویند که: هر چیز من اوست. آری شده جان و تن من یکسره دوست.
می گوی…

