من پیر فنا بدم جوانم کردی (1959)
-
اندازه متن
+
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
میترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
میترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی
عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم نامم بها نهادند گرچه که بیبهایم
زان لقمه کس نخوردهست…

