زاهد بودم ترانهگویم کردی (1890)
-
اندازه متن
+
زاهد بودم ترانهگویم کردی
سر فتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
سجادهنشین با وقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی
زاهد بودم ترانهگویم کردی
سر فتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
سجادهنشین با وقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی
رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما چشم بد دور از تو ای تو دیده…
ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینست از ابر گهربار ازل برق اینست
تو هرچه بگویی…

