خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی (1848)
-
اندازه متن
+
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
گیرم که گناهست گناهی نکنی
دل در گل رخسار تو مینالد زار
بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
گیرم که گناهست گناهی نکنی
دل در گل رخسار تو مینالد زار
بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی
ای ماه اگرچه روشن و پرنوری از روشنی روی بت من دوری
وی نرگس اگرچه تازه…
چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر چون حدیث تو نباشد سر سر بشنیده گیر

