بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری (1805)
-
اندازه متن
+
بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
گر سر کشی از صفات با دردسری
ای آینهای که قابل خیر وشری
زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری
بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
گر سر کشی از صفات با دردسری
ای آینهای که قابل خیر وشری
زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری
هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم تا به چه شیوهها تو را من…
جانم دارد ز عشق جانافزائی از سوداها لطیفتر سودائی
وز شهر تنم چو لولیان آواره است…

