ای آنکه ز حال بندگان میدانی (1695)
-
اندازه متن
+
ای آنکه ز حال بندگان میدانی
چشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را که تو میپرانی
آخر تو ندانی که تواش میخوانی
ای آنکه ز حال بندگان میدانی
چشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را که تو میپرانی
آخر تو ندانی که تواش میخوانی
ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو گر نگویی با کسی با عاشقان باری بگو
…
یاریکه مرا در غم خود میبندد غمگینم از آنکه خوشدلم نپسندد
چون بیند او مرا که…

