از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی (1669)
-
اندازه متن
+
از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی
وز صحبت کبریت تو آتش گردی
تو جهد کنی که ناخوشی خوش گردد
او خوش نشود ولی تو ناخوش گردی
از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی
وز صحبت کبریت تو آتش گردی
تو جهد کنی که ناخوشی خوش گردد
او خوش نشود ولی تو ناخوش گردی
هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست بدانک خصم دلست و مراقب تنهاست
به چنگ و…
ای دوست عتاب را رها کن تدبیر دوای درد ما کن
ای دوست جدا مشو تو…

